چگونه از توانایی هایمان بیشترین بهتره را ببریم؟ ۷ راهکار برای بهره وری بیشتر در زندگی

0

بسیاری از افراد از توانایی هایشان بهره نبرده و به کم تر از آنچه توانایی انجامش یا به دست آوردنش را دارند، رضایت می دهند. آنها الگوهای فکری اشتباهی دارند که باعث می شود به یک زندگی معمولی رضایت دهند. توانایی های خود را دست کم گرفته و یا در بیشتر اوقات آنها را نمی بینند.

در این مقاله به چند راهکار برای بهره وری بیشتر در زندگی خواهیم پرداخت و می آموزیم که چطور از توانایی هایمان بیشترین بهره را ببریم.

۱.پذیرفتن الگوی “آینده هرگز با گذشته یکسان نیست”:

یکی از دلایل معمولی بودن افراد، مرور خاطرات شکست های گذشته است. ضمیر ناخودآگاه ما به یک آینه محدودکننده مجهز است. خیلی از ما به اشتباه گمان می کنیم آن کسی که امروز هستیم، همان کسی است که قبلاً بوده ایم و خودمان را با توجه به محدودیت هایی که در گذشته داشتیم، محدود می کنیم، همه انتخاب هایمان را از فیلتر تجربه های گذشته مان عبور می دهیم. ما اضطراب، ترس ها و نگرانی های گذشته را در ذهن مان به امروز می آوریم و دقیقاً زمانی که با یک موقعیت خوب روبرو می شویم، اولین کاری که به شکل ناخودآگاه انجام می دهیم، این است که آیینه عقب را نگاه کرده تا خودمان را با توانایی های گذشته مان بررسی کنیم. چنین جملاتی را با خودمان می گوییم: در چنین موقعیتی بارها شکست خورده ام یا تا به حال به این مرحله نرسیده ام یا تا به حال تجربه این کار را نداشته ام.

راه حل: یک زندگی پر از احتمالات نامحدود را در ذهن تان تجسم کنید.این الگو را در ذهن تان حک کنید که آینده هرگز با گذشته یکسان نیست. اینک شما یک انسان جدید با تجربیاتی جدید و با قدرت بیشتری هستید. شاید در گذشته این حد از تجربه و توانایی را نداشتید پس با خودتان به نحوه ای صحبت کنید که اطمینان حاصل کنید که این بار قادر به انجامش هستید. از آنچه تا به حال فکر می کرده اید، بزرگتر فکر کنید و این باور را در خودتان به وجود بیاورید که دستیابی به اهدافتان با تمرکز و باور روزانه امکان پذیر است. باور را باید با صحبت کردن هر روزه در ذهن تان درباره کارهایی که قادر به انجامش هستید، به وجود بیاورید. پس از  ایجاد باور و تمرکز روی خواسته تان، با ثبات قدم و کار روزانه به سمت هدف تان حرکت کنید تا زمانی که آنها را به واقعیت تبدیل کنید. هیچ دلیلی برای ترس وجود ندارد. شما شکست نمی خورید بلکه فقط یاد می گیرید، رشد می کنید و از آنچه قبلاً بوده اید بهتر می شوید.

۲.انتخاب هدفی که باعث ایجاد انگیزه شود:

اگر از فردی معمولی سؤال کنید که اهدافش در زندگی چیست؟ با تعجب شما را نگاه خواهد کرد. اگر همین سؤال را از شما بپرسند، پاسخ تان چیست؟ یک شخص معمولی نه تنها هدفش را نمی داند و نمی تواند آن را به زبان بیاورد، بلکه هدفی بالاتر از زنده ماندن ندارد. افراد بی هدف روی گذراندن روزهایشان تمرکز کرده و مسیری را انتخاب می کنند که کم ترین مقاومت و مخالفت را از سوی خود و اطرافیانشان بینند. به دنبال لذت های کوتاه مدت در طول مسیر بوده و از هر گونه رنج و زحمتی که باعث ارتقای آنها بشود، پرهیز می کنند و به کمتر از آنچه لیاقتش را دارند رضایت می دهند.

راهکار: شما نیاز به یک هدف دارید. هدفی که در شما انگیزه ایجاد کند، تا صبح ها با انرژی در راستای آن گام بردارید. اولین هدفتان می تواند ساده و حتی کوچک باشد. مثلاً: می خواهم روزی نیم ساعت ورزش کنم، یا هر روز ۸ لیوان آب بخورم، یا اینکه بیشتر بخندم تا اطرافیانم را شادتر کنم. نگران کوچک بودن هدفتان نباشید، چون هر زمان که بخواهید، می توانید آن را تغییر دهید. با انجام آنها رشد می کنید و با رشدتان اهدافتان نیز بزرگتر می شود. تنها باید یک هدف را انتخاب کنید و در جهت آن زندگی کنید. هدفتان را در جایی بنویسید که هر روز بتوانید آن را ببینید. یادتان باشد زمانی که زندگی تان را وقف هدفی می کنید که از مشکلات بزرگ تر است، مشکلاتتان بی اهمیت جلوه کرده و به راحتی می توانید آنها را حل کنید.

۳.پیروی از تعهدات و انضباط شخصی:

یکی از دلایلی که باعث می شود بسیاری از افراد یک زندگی معمولی را تجربه کنند و در رسیدن به اهدافشان پایداری نکنند، این است که تصور می کنند انتخاب ها و اقدامات شان فقط در مدت زمان محدودی یا در لحظه خاصی تأثیر دارند. برای مثال تصور می کنند ورزش نکردن، خوردن فست فود و خوابیدن بیش از حد، فقط روی همان روز تأثیر می گذارد و می توانند از روزهای آینده تصمیمات بهتری بگیرند. در حالی که این تصمیمات بر کل روزهایشان تأثیر خواهند گذاشت. هر زمان که به جای انجام کار درست، تصمیم به انجام کار آسان می گیریم، شخصیتی را شکل می دهیم که هر بار بیشتر از آن که به انجام کار درست تمایل داشته باشد، به دنبال انجام کار آسان است. برعکس این موقعیت زمانی است که به تعهدات خودمان عمل کرده و انضباط شخصی و رفتاری را در خود به وجود بیاوریم. وقتی تصمیم می گیریم از تعهدات مان پیروی کنیم، حتی زمانی که علاقه و حوصله انجام آنها را نداریم، میان خودمان و ۹۵درصد افراد دنیا فاصله بزرگی ایجاد می کنیم. نادیده گرفتن تعهدات و فاصله انداختن در مسیر رسیدن به اهداف و تصور اینکه این کار تنها بر آن لحظه مان تأثیر می گذارد، کاری است که بسیاری از انسان های معمولی در انجام دادن آن خبره هستند. وقتی زنگ ساعت به صدا در می آید و دکمه تأخیر را می زنیم، یعنی کار آسان را انجام داده ایم و با خودمان تصور می کنیم که این کار فقط بر روی آن لحظه تأثیر می گذارد. انجام این نوع کارها ضمیر ناخودآگاه ما را به شکلی برنامه ریزی می کند تا احساس کند دنبال نکردن کارهایی که به انجامشان تعهد داریم، مشکلی ایجاد نخواهد کرد. ما باید درک کنیم همه اقداماتی که هر روز انجام می دهیم، روی شخصیتی که می سازیم، تأثیر می گذارد و سبک زندگی ما را ایجاد می کند. زمانی که می خواهید دکمه تأخیر را بزنید، با فکر به یکی از کارهایی که بیشتر از همه میل به انجامش دارید، انتخاب کرده و با خودتان بگویید وقت آن رسیده تا به سراغ آن بروم. پس از آن با خودتان بگویید من متعهد هستم که به اهدافم برسم و زندگی رؤیایی ام را بسازم، به اندازه کافی خوابیده ام و حالا وقت عمل به تعهداتم است.

انضباط شخصی خالق سبک زندگی ما و نشانه ممتاز بودن ما نسبت به افراد دیگر است و نشان خواهد داد که با شخصیتی که در طول مسیر رسیدن به هدفمان ساخته ایم، به آن هدف و هر چه بخواهیم، در کنارش دست پیدا خواهیم کرد.

یادمان باشد شخصیتی که به آن تبدیل می شویم، از کاری که انجام می دهیم مهم تر است، با این وجود کارهایی که انجام می دهیم، تعیین خواهند کرد که به چه کسی تبدیل خواهیم شد.

 

۴.ساختن سیستم مسئولیت پذیری حرفه ای:

همه افراد بسیار موفق از رؤسای شرکت های بزرگ گرفته تا افراد رده بالا، متخصصان در هر رشته ای و ورزشکاران حرفه ای، از مسئولیت پذیری بسیاری برخوردار هستند. این ویژگی به آنها قدرتی را می دهد تکه حتی زمانی که به انجام بعضی کارها علاقه ای ندارند، باز هم آن را انجام دهند و نتایج خوبی را به وجود بیاورند. این افراد با داشتن مسئولیت پذیری و انضباط شخصی است که توانسته اند به جایگاه کنونی شان برسند. در غیر این صورت بدون اینکه به اهدافشان جامه عمل بپوشانند و یا به شهرت برسند به دسته افراد متوسطی که هر روز در اطرافمان می بینیم تبدیل می شدند.

حالا چرا مسئولیت پذیری و داشتن انضباط شخصی این قدر مهم است؟ در این جهان همه پیشرفت ها و دستاوردها با مسئولیت پذیری نسبت به دیگران به وجود می آیند. مسئولیت پذیری به این معنی است که برای انجام کاری یا به وجود آوردن نتیجه ای در قبال افراد دیگر مسئول باشیم. اگر به نتایجی که از زمان تولدمان تا این لحظه دقت کنیم، متوجه خواهیم شد که همه نتایج مثبتی که به دست آورده ایم، به لطف مسئولیت هایی است که والدین، معلم ها، مربیان و رؤسای ما بر دوش ما گذاشته اند؛ مسئولیت هایی مثل مسواک زدن، انجام تکالیف، به موقع خوابیدن، درس خواندن، انجام پروژه تا یک تاریخ خاص، ورزش کردن و بسیاری موارد دیگر. اگر آنها این مسئولیت ها را بر دوش ما نمی گذاشتند، همه ما افرادی بی سواد، دچار سوءتغذیه و کمبود خواب و بسیاری از ویژگی های بد دیگر می شدیم. مسئولیت پذیری بود که به زندگی ما نظم بخشید و باعث پیشرفت و کسب نتایج مطلوب گردید. مشکل اینجاست که مسئولیت پذیری آن چیزی نبود که ما خواهانش بوده باشیم بلکه تنها آن را تحمل می کردیم و از آنجایی که همواره از سوی بزرگسالان بر ما تحمیل می شد، زمانی که به بزرگسالی رسیدیم، بسیاری از ما به طور ناخودآگاه در برابرش مقاومت کردیم و سعی کردیم از زیر بار مسئولیت پذیری شانه خالی کنیم و باعث سقوط خودمان به سمت معمولی بودن شویم و با این کارمان عادت ها و تفکرات ذهنی اشتباهی را که به ندرت موجب موفقیت می شوند، مثل: تنبلی، فرار از مسئولیت و میانبر زدن را در خودمان به وجود آوردیم. حالا زمانش رسیده که سیستمی را در خودمان ایجاد کنیم که به تنهایی مسئول ایجاد انضباط شخصی و ساختن روتینی برای مسئولیت پذیری مان شویم یا اینکه از افراد دیگر بخواهیم که این کار را برایمان انجام دهند.

۵.جستجوی افراد موفق و ساختن حلقه تأثیرگذاری حرفه ای:

طبق تحقیقات ما شبیه میانگین ۵ نفری می شویم که بیشتر زمانمان را با آنها سپری می کنیم. آنها می توانند در شکل گیری شخصیت و کیفیت زندگی شما تأثیر بسیاری داشته باشند. اگر در اطرافتان افرادی بهانه گیر، تنبل و سست اراده وجود داشته باشند، شما نیز دیر یا زود به آنها شبیه خواهید شد. این موضوع در همه زمینه های موفقیت، تناسب اندام، سلامتی، شادی و درآمد صدق می کند. مثلاً اگر درآمد این افراد بالای صدهزار دلار در سال باشد، به دلیل سطح تفکر آنها، درآمد شما نیز به طور ناخودآگاه افزایش می یابد، یا اگر آنها افرادی شاد و خوشبین باشند، پس از مدتی شما نیز شبیه به آنها خواهید شد. در مقابلش اگر طرافیانتان را افرادی تشکیل دهند که دائماً روی نکات منفی زندگی متمرکز بوده و بیشتر اوقات در حال شکوه و شکایت از اوضاع باشند، تعجبی ندارد که شما نیز مانند آنها بشوید. بسیاری از افراد با وجود تلاش برای تغییر باورها و پیشرفت در زندگی به وسیله اطرافیان خود پایین کشیده می شوند. این موضوع زمانی سخت تر خواهد شد که این افراد از اعضای خانواده شما باشند. پس بهتر است قدرتمند باشید و سریعاً خودتان را با افراد موفق در زمینه هایی که می خواهید، محصور کنید. در جستحوی کسانی باشید که شما را باور دارند، تحسین می کنند و به شما کمک می کنند تا به سطح مورد نظرتان برسید.

۶.تبدیل شدن به شخصیتی که جاذب موفقیت است:

بسیاری از افراد برای دستیابی به اهداف و آرزوهایشان در همه جنبه های زندگی مثل: سلامتی، خوشبختی،آرامش و ثروت، در حال تقلای بیهوده هستند. آنها از یک چیز بسیار مهم بی اطلاع هستند. بگذارید با جمله ای از جیم ران که یکی از بهترین نویسندگان و سخنرانان در زمینه رشد شخصی است شروع کنیم؛  جیم ران می گوید: “سطح موفقیت ما به ندرت از سطح پیشرفت شخصی مان بالاتر می رود، چون موفقیت چیزی است که ما با شخصی که به آن تبدیل می شویم، جذبش می کنیم”. به بیان دیگر می توانیم سطح موفقیت ما در همه جنبه های زندگی به ندرت از سطح پیشرفت شخصی مان مثل: دانش، مهارت ها، اعتقادات، عادت ها و … فراتر می رود و معمولاً در موازات آن قرار دارد. اگر ما بخواهیم سطح موفقیت مان را در همه جنبه های زندگی مثل: سلامتی، مسائل مالی، پیشرفت شغلی و… از نمره ۱ تا ۱۰ بسنجیم، همه ما خواستار نمره ۱۰ هستیم، اما مشکل اینجاست که بسیاری از ما زمان کافی را صرف بهبود خودمان برای رسیدن به سطح ۱۰ نمی کنیم تا بتوانیم این میزان موفقیت را جذب، خلق و حفظ کنیم. در اصل ما با شخصیتی که به آن تبدیل می شویم، نشان خواهیم داد که آیا لایق رسیدن به این موهبت ها هستیم یا خیر.

۷.قرار دادن ضرورت و فوریت برای انجام کارها:

یکی از دلایلی که ۹۵درصد از افراد قدرت خلق و حفظ کردن زندگی دلخواهشان را ندارند این است که برای بهبود شخصیت و زندگی شان هیچگونه ضرورت و فوریتی را قرار نمی دهند. طبیعت انسان این است که تمایل دارد با ذهنیت “یک روزی” زندگی کند و دائماً در تصوراتش منتظر آن یک روز است و تصور می کند که شخصیت و زندگیش یک روزی خود به خود روبه راه خواه شد.

حالا این تفکر چه تأثیری بر زندگی انسان دارد؟ ماندن در این تفکر منجر به یک زندگی همراه به تعویق انداختن، طفره رفتن، عدم بهره مندی از همه انرژی و توانایی، پشیمانی و حسرت خواهد شد.سال ها به همین منوال می گذرد و آنها یک روز به خودشان می آیند و تعجب می کنند از اینکه چطور زندگی شان به این نقطه رسیده است و یکی از غم انگیز ترین اتفاقات در زندگی این است که با حسرت و پشیمانی زندگی کنیم. حسرت از اینکه می توانستیم از توانایی هایمان بهتر استفاده کنیم، کارهای بیشتری انجام دهیم، به چیزهای بیشتری برسیم و زندگی بهتری بسازیم، اما دریغ کردیم و برای آنچه می خواستیم ضرورت و فوریتی تعیین نکردیم. یادمان باشد زمان حال از هر زمان فوق العاده دیگری مهم تر است و کارهایی که امروز انجام می دهیم، در رسیدن به اهداف کوچک و بزرگمان در همه زمینه ها نقش اصلی و تعیین کننده را خواهد داشت و نیز شخصیت آینده ما را شکل خواهد داد. اگر امروز متعهد نشویم تا به شخصیتی تبدیل شویم که می تواند زندگی فوق العاده ای را خلق کند، چه چیزی باعث می شود تصور کنیم فردا، هفته آینده، ماه آینده و حتی سال بعد اوضاع تغییر می کند؟ هرگز چیزی تغییر نخواهد کرد. به این دلیل باید همین امروز دست به کار شویم.

 

 

ارسال یک پاسخ